پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۵۵

طغیان نفس بیش به وقت غنا شود

مار ضعیف بر سر گنج اژدها شود

از بوی پیرهن گذرد آستین فشان

از دست هر که دامن فرصت رها شود

چون تیر راست، گرد هدف می کند طواف

از بار درد قامت هر کس دو تا شود

ساز سیاه، دیدن همکار سینه را

آیینه چون به آب رسد بی صفا شود

از شبنم غریب اقامت مدار چشم

در گلشنی که بوی گل از گل جدا شود

آن غنچه ای که بود بر او تنگ لامکان

در تنگنای چرخ چه مقدار وا شود

صائب گره گشاده نمی گردد از گره

محتاج را چه عقده ز محتاج وا شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۵۷در گلشنی که بند قبای تو وا شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۵۸از خط فروغ روی تو پنهان کجا شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۵۹آلوده دردمند به درمان چرا شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۶۰دل از هجوم نشتر آزار وا شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۶۱آنجا که خنده لعل ترا پرده در شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۶۲دل چون کمال یافت سخن مختصر شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۶۳از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۶۴پهلوی چرب، دشمن روشن گهر شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.