پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۶۳

از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود

کی از هجوم ذره پریشان نظر شود

جایی که هفت پرده حجاب نظر نشد

کی آسمان حجاب دل دیده ور شود

رنگش ز آفتاب قیامت نمی پرد

رخسار هر که لعل به خون جگر شود

ته جرعه ای ز جسم گرانجان او بجاست

آن را که از محیط کف پای تر شود

طالع نگر که دیده من در حریم وصل

از شرم عشق حلقه بیرون در شود

هر خار بی گلی گل بی خار می شود

در راه سالکی که ز خود بیخبرشود

هر برگ سبز دامن پر سنگ می شود

روزی که نخل طالع ما بارور شود

چندان که خط زیاده دهد گوشمال حسن

صائب امیدواری من بیشتر شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۶۵از آه دل سرآمد ارباب غم شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۶۶در هر دلی که ریشه غم زعفران شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۶۷وقت است از شکوفه چمن سیمتن شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۶۸خلوت ز گفتگوی دو تن انجمن شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۶۹آن آفتاب رو چو خریدار من شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۷۰جوش درون کم از دو سه تبخال چون شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۷۱سرو این چنین ز شرم تو گر آب می شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۷۲از روی آتشین تو دل آب می شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.