پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۷۰

جوش درون کم از دو سه تبخال چون شود

دریا تهی به چشمه غربال چون شود

پیچد به دست وپای مگس دام عنکبوت

شهباز صید رشته آمال چون شود

شرط وصول، از دو جهان گذشتن است

این راه دور قطع به یک بال چون شود

روح فلک سوار مقید به جسم نیست

عیسی سوار مرکب دجال چون شود

تا کشته بود بوقلمون رنگ، دانه ام

تا در ضمیر خاک مرا حال چون شود

از شرح دردهای نهان خامه عاجزست

یک ترجمان، زبان دو صدلال چون شود

داغ جنون نمی رود از استخوان ما

از نقطه پاک قرعه رمال چون شود

نقش ونگار، خواب پریشان آینه است

دلهای ساده محو خط وخال چون شود

دل را ز ننگ اگر نکند عقل تربیت

سیمرغ عشق غافل ازین زال چون شود

در پیش صبح، شب نتواند سفید شد

ادبار پرده رخ اقبال چون شود

صائب فزود تشنگی شوق من ز وصل

آیینه سیر چشم ز تمثال چون شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۷۲از روی آتشین تو دل آب می شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۷۳از می چو آن غزال، سیه مست می شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۷۴از ترکتاز غم دل من شاد می‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۷۵صد شِکوه به جا ز دلم جوش می‌زند
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۷۶گفتار صدق، مایهٔ آزار می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۷۷دل روشن از ریاضت بسیار می‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۷۸از یاد وصل، دیده من سیر می‌شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۷۹جان از وداع سبکتاز می شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.