پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۷۸

از یاد وصل، دیده من سیر می‌شود

مهتاب در پیاله من شیر می‌شود

هرگز به سوی خویش نمی‌بینی از حجاب

در خلوت تو آینه دلگیر می‌شود

دور نشاط زود به انجام می‌رسد

می چون دو سال عمر کند پیر می‌شود

ظالم به مرگ دست نمی‌دارد از ستم

آخر پر عقاب پر تیر می‌شود

آن را که روزگار نگیرد به هر گناه

چون جمع شد گناه، خداگیر می‌شود

از چشم آهوانه لیلی حذر کند

مجنون اگرچه در دهن شیر می‌شود

تدبیر بنده سایه تقدیر ایزدست

ورنه کدام کار به تدبیر می‌شود

اشک ندامت تو به دامن نمی‌رسد

هرچند بیشتر ز تو تقصیر می‌شود

طومار شکوه تو به افلاک می‌رسد

یک لحظه روزی تو اگر دیر می‌شود

چون آفتاب، فکر من آفاق را گرفت

حسن غریب زود جهانگیر می‌شود

نتوان گذشتن از دو جهان بی‌جهاد نفس

این راه دور قطع به شمشیر می‌شود

صائب به گریه گرد برآورد از جهان

سیل بهار را که عنانگیر می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۸۰در شوره زار دانه اگر سبز می شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۸۱دل بی غبار از لب خاموش می شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۸۲رخسار او ز می چو عرقناک می شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۸۳از جلوه تو سنگ سبکبال می شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۸۴روشن دلم ز باده گلفام می شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۸۵دستی ز روی لطف برآری چه می‌شود؟
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۸۶از خط نگاه پردگی دیده می شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۸۷از حسن نوخطان دل ما تازه می شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.