پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۸۲

رخسار او ز می چو عرقناک می شود

هر سینه ای که هست ز دل پاک می شود

افزود آب ورنگ لبش از غبار خط

آن خون کجا نهفته به این خاک می شود

زان سان که موم می شود از شعله نور پاک

دل چون گداخت شعله ادراک می شود

از زهد خشک سرکشی نفس شد زیاد

آتش بلند از خس وخاشاک می شود

آدم ز خلق خوش به مقام ملک رسد

خونی که مشک ناب شود پاک می شود

بر هر که تیغ می کشد آن آفتاب روی

صائب چو صبح سینه من چاک می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۸۴روشن دلم ز باده گلفام می شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۸۵دستی ز روی لطف برآری چه می‌شود؟
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۸۶از خط نگاه پردگی دیده می شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۸۷از حسن نوخطان دل ما تازه می شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۸۸دل کی تهی ز خنده طفلانه می شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۸۹بی‌روی دل گره ز زبان وا نمی‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۹۰تا غنچه شکایت من وا نمی شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۹۱تسکین دل به شور محبت نمی‌شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.