پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۹۰

تا غنچه شکایت من وا نمی شود

این عقده ها ز زلف سخن وا نمی شود

صد خنده بلبل از گل تصویر وا کشید

آن غنچه لب هنوز به من وا نمی شود

زنگ کدورت از دل غربت پرست من

بی صیقل جلای وطن وانمی شود

از سنگ کودکان بتراشید لوح من

کاین خار خار از سر من وا نمی شود

خوش وقت بلبلی که تواند صفیر زد

زافسردگی لبم به سخن وانمی شود

ای عقل خشک مغز برو دردسر ببر

بی باده طبع اهل سخن وا نمی شود

صائب کجا رویم، که هر جاکه می رویم

از سر هوای حب وطن وا نمی شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۹۲دل ساده در قلمرو صورت نمی‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۹۳پایندگی به زور میسر نمی‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۹۴بی‌صحبت تو عیش میسر نمی‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۹۵هر رهروی دچار به منزل نمی‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۹۶آزاده رو مقید عالم نمی شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۹۷در کوی عشق درد وبلا کم نمی شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۹۸از خط گرفته آن مه تابان نمی شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۹۹مژگان ز موج اشک گریزان نمی شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.