پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۹۷

در کوی عشق درد وبلا کم نمی شود

از باغ خلد برگ ونوا کم نمی شود

موج از شکست روی نمی تابد از محیط

اخلاص ما به جور وجفا کم نمی شود

هر داغ حسرت تو کم از آفتاب نیست

عمر شب فراق چرا کم نمی شود

تا چون هدف ترا رگ گردن بجای هست

آمد شد خدنگ قضا کم نمی شود

قاصد تسلی دل عاشق نمی دهد

شوق حرم به قبله نما کم نمی شود

دندان ما ز خوردن نعمت تمام ریخت

اندوه روزی از دل ما کم نمی شود

بی آفتاب، صبح چه روشنگری کند

از نامه تیره روزی ما کم نمی شود

دندان به دل فشار، گر اهل سعادتی

بی استخوان غرور هما کم نمی شود

تیغ شهادت است دل گرم را علاج

این تشنگی به آب بقا کم نمی شود

سیری ز وصل نیست دل بیقرار را

از کاه، حرص کاهربا کم نمی شود

نتوان ز طبع شعله برون برد اشتها

تا زنده است، حرص گدا کم نمی شود

صائب هزار مرتبه کردیم امتحان

درد سخن به هیچ دوا کم نمی شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۹۹مژگان ز موج اشک گریزان نمی شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۰۰سیر از رخ تو دیده به دیدن نمی شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۰۱یک بار رو به اهل وفا می توان نمود
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۰۲هر بلبلی که بوی گل از خار نشنود
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۰۳برقم ز خرمن از دل بیتاب می جهد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۰۴عشق غیور تن به نصیحت کجا دهد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۰۵در دل کسی که راه هوا وهوس دهد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۰۶گل داده هرزه نالی چمن دهد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.