پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۰۱

یک بار رو به اهل وفا می توان نمود

تعمیر کعبه دل ما می توان نمود

واسوختن علاج تب عشق می کند

این درد را به داغ دوامی توان نمود

تا نیم قطره در قدح آبروی هست

قطع نظر ز آب بقا می توان نمود

در روزگار صبح بنا گوش آن نگار

پیشین، نماز صبح ادا می توان نمود

سر پنجه تصرف اگر در نگار نیست

گل را ز رنگ وبوی جدا می توان نمود

از دست وپا زدن نرود کارعشق پیش

اینجا به دست بسته شنا می توان نمود

از راه کعبه با جگر تشنه آمده است

یک بوسه نذرصائب ما می توان نمود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۰۳برقم ز خرمن از دل بیتاب می جهد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۰۴عشق غیور تن به نصیحت کجا دهد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۰۵در دل کسی که راه هوا وهوس دهد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۰۶گل داده هرزه نالی چمن دهد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۰۷شوخی که عرض حسن به اغیار می دهد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۰۸در پرده غنچه برگ سفر ساز می دهد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۰۹هر کس سخن به دشمن انصاف می دهد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۱۰مجنون عنان به مردم عاقل نمی دهد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.