پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۱۰

مجنون عنان به مردم عاقل نمی دهد

موج رمیده دست به ساحل نمی دهد

آن دل رمیده ام که درین دشت آتشین

پیکان آبدار، مرا دل نمی دهد

موجی که پشت پای به بحر گهر زده است

دامن به دست خالی ساحل نمی دهد

خونم کدام روز که از شوق تیغ تو

رقصی به یاد طایر بسمل نمی دهد

در خاک، اهل شوق همان در ترددند

سیلاب پشت عجز به منزل نمی دهد

تا چند ناله در جگر ریش بشکنم

این خار داد آبله دل نمی دهد

زین پیش اهل دل به سخن جان سپرده اند

امروز هیچ کس به سخن دل نمی دهد

زنهار حلقه بر در چرخ دنی مزن

کاین سنگدل جواب به سایل نمی دهد

صائب که بارها به سخن داده است جان

ز افسردگی کنون به سخن دل نمی دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۱۲آن را که عشق بخت جوانی نمی دهد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۱۳نتوان ز عندلیب نسیمی به جان خرید
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۱۴از ناله عندلیب به برگ ونوارسید
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۱۵بی خواست حرف تلخی ازان نوش لب رسید
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۱۶از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۱۷تا بوسه ای به من ز لب دلستان رسید
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۱۸پیرانه سر همای سعادت به من رسید
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۱۹از بحر فیض قسمت دیگر به من رسید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.