پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۱۲

آن را که عشق بخت جوانی نمی دهد

از حادثات خط امانی نمی دهد

خاکسترش چو فاخته گویا نمی شود

هر کس که دل به سرو جوانی نمی دهد

خال تو در گرفتن دلهای بیقرار

فرصت به هیچ مور میانی نمی دهد

در هیچ بوسه نیست که آن لعل روح بخش

جانی نمی ستاند و جانی نمی دهد

رنگ شکسته کم ز زبان شکسته نیست

ما را چه شد که شرم زبانی نمی دهد

خواهد روان تشنه ما کار خویش کرد

از آب اگر چه خضر نشانی نمی دهد

با خون دل بساز که چرخ سیاه دل

بی خون به لاله سوخته نانی نمی دهد

چو طفل نوسوار سپهر سبک رکاب

هرگز مرا به دست عنانی نمی دهد

تا همچو ماه نو نکنی قد خود دوتا

هرگز ترا فلک لب نانی نمی دهد

تا قد همچو تیر ترا نشکند سپهر

از قامت خمیده کمانی نمی دهد

صائب تهی است جیب و کنارش ز برگ عیش

هر کس که دل به غنچه دهانی نمی دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۱۴از ناله عندلیب به برگ ونوارسید
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۱۵بی خواست حرف تلخی ازان نوش لب رسید
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۱۶از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۱۷تا بوسه ای به من ز لب دلستان رسید
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۱۸پیرانه سر همای سعادت به من رسید
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۱۹از بحر فیض قسمت دیگر به من رسید
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۲۰از نغمه پرده مطرب دستانسرا کشید
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۲۱صبح شکوفه از افق شاخ سر کشید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.