پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۲۱

صبح شکوفه از افق شاخ سر کشید

جوش بهار رشته ز عقد گهر کشید

تا پرده بر گرفت ز رخسار داغ من

خود را ز شرم لاله به کوه وکمر کشید

از وصل بهره توبه قدر حجاب توست

آن چید گل ز باغ که سر زیر پر کشید

گیرنده تر ز چنگل بازست خون من

نتوان به زور از رگ من نیشتر کشید

فردا سبکتر از پل محشر گذر کند

اینجا کسی که بار ستم بیشتر کشید

در وصل ازو توقع مکتوب می کنم

بیطاقتی مرا به دیار دگر کشید

میدان تیغ بازی برق است روزگار

بیچاره دانه ای که سر از خاک برکشید

از گوشمال حادثه محنت نمی کشد

در طفلی آن پسر که جفای پدر کشید

گوهر به سنگ وآب خضر را خاک داد

آن میفروش خام که می را به زر کشید

امید صائب از همه کس چون بریده شد

شمشیر آه را ز نیام جگر کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۲۳بر یاد عشق بار هوس می توان کشید
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۲۴هر کس نوایی از من آتش زبان شنید
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۲۵از زیر خاک ناله ما می‌توان شنید
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۲۶تا کی درین جهان مکرر به سر کنید
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۲۷هر پرده که از چهره مقصود برافتاد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۲۸در مشرب من صبح چه گویم چه اثر داد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۲۹تا روشنی صدق به دل یار نگردد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۳۰چشمی که مقید به نظر باز نگردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.