پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۲۸

در مشرب من صبح چه گویم چه اثر داد

این شیر مرا غوطه به دریای شکر داد

از رفتن چون ندهم پشت به دیوار

آسوده شد از سنگ درختی که ثمر داد

شوریده نمی خواست اگر عشق جهان را

در کوچه وبازار مرا بهر چه سر داد

هرمورسمندی است کمر بسته درین دشت

زان حسن گلوسوز که لعلت به شکر داد

تا هست نمی در قدح آبله دل

نتوان چو صدف آب رخ خود به گهر داد

تا مرد گرفتار نیستان وجودست

چون نی نتواند ز مقامات خبر داد

از حسرت همدرد بجان آمده بودم

آن نرگس بیمار مرا جان دگر داد

بر شعله بیتابی دل هر که سوارست

میدان فنا طرح تواند به شرر داد

چون خرده من صرف می ناب نگردد

مفلس نشود هر که زر خویش به زر داد

هر تاب که از زلف تو مشاطه برون کرد

چون نامه پیچیده به آن موی کمر داد

تین آن غزل میرفصیحی است که فرمود

بید چمن ما گل خورشید ثمر داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۳۰چشمی که مقید به نظر باز نگردد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۳۱بی ابر گهربار چمن شسته نگردد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۳۲در سینه نهان گریه مستانه نگردد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۳۳کی دست کرم خواجه ز امساک برآرد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۳۴کو عشق که دودم ز دل تنگ برآرد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۳۵هر لحظه ترا حسن به صد رنگ برآرد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۳۶آن کس که تمنای بَر و دوش تو دارد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۳۷از گردش افلاک کجا دل گله دارد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.