پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۳۵

هر لحظه ترا حسن به صد رنگ برآرد

از دست تو دل کس به چه نیرنگ برآرد

محتاج به می نیست رخ لاله عذاران

این جام ز خود بادهٔ گلرنگ برآرد

چون غنچه به دامن دهدش برگ شکرخند

آن را که بهاران به دل تنگ برآرد

از نالهٔ بی‌پردهٔ ما داغ و کباب است

هر کس نفس از سینه به آهنگ برآرد

وقت است درین انجمن از تنگدلی‌ها

چون پسته زبان در دهنم زنگ برآرد

از چوب و گل و سایه بیدست بهارش

عشق تو کسی را که ز فرهنگ برآرد

نومید مباشید که با جاذبهٔ عشق

معشوقهٔ خود کوهکن از سنگ برآرد

محتاج به کاوش نشود چشمهٔ عمرش

هر کس به خراش دل ما چنگ برآرد

بسیار شکفته است هوای چمن امروز

ترسیم که ما را ز دل تنگ برآرد

از دامنِ تر روی زمین یک گلِ ابرست

آیینهٔ دل چون کسی از زنگ برآرد

صائب شود آن روز ترا آینه بی‌رنگ

کان چهرهٔ روشن خطِ شبرنگ برآرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۳۷از گردش افلاک کجا دل گله دارد؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۳۸از گرمروان خار مغیلان گله دارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۳۹از گرمی اشکم صف مژگان گله دارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۴۰اندیشه ز کلفت دل بیتاب ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۴۱سیری ز تپیدن دل بیتاب ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۴۲طفل است و غم نالهٔ ما هیچ ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۴۳آزاده ما برگ سفر هیچ ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۴۴از تفرقه پروا دل آزاد ندارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.