پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۳۸

از گرمروان خار مغیلان گله دارد

اینجاست که نشتر خطر از آبله دارد

از درد شکایت دل بی حوصله دارد

این خار ز پیراهن یوسف گله دارد

چون آهِ مصیبت‌زده آرام ندارم

دستِ که خدایا سر این سلسله دارد؟

این قافله از خوابِ گران است گرانبار

فریاد چه تأثیر درین مرحله دارد؟

از دست تهی راهرو عشق ننالد

پا بر سر گنج گهر از آبله دارد

از گردش چشم تو فلک بی‌سر و پا شد

پیداست حبابی چه قدر حوصله دارد

ز ابلیس خطر بیش بود پیشروان را

از گرگ جگردار خطر سر گله دارد

چون نقش قدم هر قدم از پوست برآید

هر کس خبر از دوری این مرحله دارد

خون می‌چکد از شعلهٔ آواز، جرس را

تا چشم که سر در پی این قافله دارد؟

تشریف گرفتاری ما عاریتی نیست

کز موجه خود آب روان سلسله دارد

برهم خورد از جوهر خود آینهٔ صاف

حیرت‌زده از جنبش مژگان گله دارد

با شوق جهانگرد دو گام است دو عالم

صائب چه غم از دوری این مرحله دارد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۴۰اندیشه ز کلفت دل بیتاب ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۴۱سیری ز تپیدن دل بیتاب ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۴۲طفل است و غم نالهٔ ما هیچ ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۴۳آزاده ما برگ سفر هیچ ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۴۴از تفرقه پروا دل آزاد ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۴۵تر دامنیم آه غم آلود ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۴۶دل طاقت حیرانی دیدار ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۴۷جویای تو با کعبه گل کار ندارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.