پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۴۶

دل طاقت حیرانی دیدار ندارد

آیینه ما جوهر این کار ندارد

گل می کند از رنگ پریشانی خاطر

حاجت به تنک ظرفی اظهار ندارد

تا چند به مویی دلم آویخته باشد

واپس ده اگر زلف تو در کار ندارد

واعظ چه شوی گرم لب بی نمک تو

تبخاله ای از گرمی گفتار ندارد

مشکل که گشاید گره از رشته کارم

ابروی تو پیشانی این کار ندارد

آغوش مرا محرم آن خرمن گل کن

موی کمرت طاقت این بار ندارد

کاری است به دل ناخن الماس شکستن

هر بیجگری دست درین کار ندارد

ای شاخ گل از دور چه آغوش گشایی

گل رنگی از آن گوشه دستار ندارد

یک ذره وفا را به دوعالم نفروشیم

هرچند درین عهد خریدار ندارد

بی حوصله ای را که بود شیشه متاعش

آن که به آتش نفسان کار ندارد

صائب به جگر شعله زند ناله گرمت

آتش نفسی مثل تو گلزار ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۴۸پروای خط آن غنچه مستور ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۴۹هر شیشه دلی حوصله شور ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۵۰دل بردن ما اینهمه تدبیر ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۵۱دل راه در آن زلف گرهگیر ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۵۲چشم تو که پروای نظر باز ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۵۳صبح ازل این طرف بنا گوش ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۵۴بیگانه معنی لب خاموش ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۵۵از تلخی می ساغر ما باک ندارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.