پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۵۴

بیگانه معنی لب خاموش ندارد

خالی بود آن ظرف که سرپوش ندارد

دعوی ثمر پیشرس خامی فکرست

می پخته چو گردید سر جوش ندارد

آنجا که بود بیخبری انجمن آرا

هر کس که دم از عقل زند هوش ندارد

آهوی ترا گرد خط از جای نیانگیخت

این خواب گران دیده خرگوش ندارد

از عرض تجلی نشود کار به دل تنگ

آیینه غم تنگی آغوش ندارد

بالین طلبان در خم دارند چو منصور

ورنه سر عاشق خبر از دوش ندارد

صائب ز تماشای چمن چون نگریزد

این غمکده یک سرو قباپوش ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۵۶آن سنگدل از شکوه ما باک ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۵۷زهرازقدح صافدلان رنگ ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۵۸پروای خط آن عارض گلفام ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۵۹در سینه عشاق هوس راه ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۶۰مفت است اگر سنگدلیهای معلم
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۶۱نتوان به فلک شکوه ز بیداد قضا برد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۶۲تنها نه صفا خط ز لب لعل بتان برد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۶۳آن شوخ چه گویم که دل از دست چسان برد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.