پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۶۰

مفت است اگر سنگدلیهای معلم

دلجویی اطفال به آدینه گذارد

صائب سخن از مهر همان به که نگوید

هر کس که به دلها اثر از کینه گذارد

بی روی تو دل روی به آیینه گذارد

چون تشنه که بر ریگ جوان سینه گذارد

هر دست نگارین که برآرد ز بغل سرو

پیش قد رعنای تو بر سینه گذارد

هر روز نهد بر دل من سنگ ملامت

دستی که گهر بر دل گنجینه گذارد

عاشق نشود دور ز معشوق که طوطی

زنگار شود روی به آیینه گذارد

این دست که عشق تو به تاراج برآورد

مشکل که به ما خرقه پشمینه گذارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۶۲تنها نه صفا خط ز لب لعل بتان برد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۶۳آن شوخ چه گویم که دل از دست چسان برد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۶۴از خال توان راه به آن کنج دهان برد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۶۵آسایش تن غافلم از یاد خدا کرد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۶۶ساقی دهن شیشه ما باز به لب کرد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۶۷از بس عرق از چهره گلفام تو گل کرد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۶۸خط از لب لعل گهرافشان تو گل کرد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۶۹رخسار جهانسوز تو بی پا و سرم کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.