پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۵۹

در سینه عشاق هوس راه ندارد

در مجمر ما شعله خس راه ندارد

تسلیم شو آن آینه تیغ چو دیدی

اینجا دم بیراه نفس راه ندارد

اندیشه تکلیف در اقلیم جنون نیست

در کوچه زنجیر عسس راه ندارد

ای هرزه درا در گذر از همرهی ما

در قافله عشق جرس راه ندارد

صائب من واندیشه آغوش محال است

در خلوت عشاق هوس راه ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۶۱نتوان به فلک شکوه ز بیداد قضا برد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۶۲تنها نه صفا خط ز لب لعل بتان برد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۶۳آن شوخ چه گویم که دل از دست چسان برد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۶۴از خال توان راه به آن کنج دهان برد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۶۵آسایش تن غافلم از یاد خدا کرد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۶۶ساقی دهن شیشه ما باز به لب کرد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۶۷از بس عرق از چهره گلفام تو گل کرد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۶۸خط از لب لعل گهرافشان تو گل کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.