پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۵۸

پروای خط آن عارض گلفام ندارد

از سادگی این صبح غم شام ندارد

پاس دل خود دار که آن زلف گرهگیر

یک دانه بغیر از گره دام ندارد

با دوری دلها چه کند قرب مکانی

شکر خبر از تلخی بادام ندارد

شمشیر کشیدی وبه خونم ننشاندی

افسوس که آغاز تو انجام ندارد

غافل مشو ای نخل امید از ثمرخویش

حرفی است که عاشق طمع خام ندارد

از شرم در بسته روزی نگشاید

این قفل کلیدی به جز ابرام ندارد

از نقش برون آی که آن کعبه مقصود

جز ساده دلی ، جامهء احرام ندارد

از پایه خود هر که نهد پای فراتر

مستی است که پروای لب بام ندارد

ما در هوس نام چه خونها که نخوردیم

آسوده عقیقی که سر نام ندارد

در خانه دلگیر فلک چند توان بود

فریاد ، که این  خانه رَهِ بام ندارد

از تلخی می شکوه مخمور محال است

صائب گله از تلخی دشنام ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۶۰مفت است اگر سنگدلیهای معلم
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۶۱نتوان به فلک شکوه ز بیداد قضا برد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۶۲تنها نه صفا خط ز لب لعل بتان برد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۶۳آن شوخ چه گویم که دل از دست چسان برد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۶۴از خال توان راه به آن کنج دهان برد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۶۵آسایش تن غافلم از یاد خدا کرد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۶۶ساقی دهن شیشه ما باز به لب کرد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۶۷از بس عرق از چهره گلفام تو گل کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.