پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۶۴

از خال توان راه به آن کنج دهان برد

بی خضر به سرچشمه جان پی نتوان برد

بیرون سری از سبزه خط تو نبردم

هر چند سوادم سبق از آب روان برد

چون کار برآن کنج دهن تنگ نگردد

مور خط اوره به شکر خند نهان برد

غم از دل ما کم نکند خنده که تلخی

از طینت بادام به شکر نتوان برد

از من قدمی چند بود سنگ نشان پیش

از بس به رهش پای مرا خواب گران برد

تا چند بود گوش برآواز شکستن

رنگ از رخ من شکوه به دیوان خزان برد

روزی که کمر بست میانش به نزاکت

آن روز دل صائب مسکین ز میان برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۶۶ساقی دهن شیشه ما باز به لب کرد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۶۷از بس عرق از چهره گلفام تو گل کرد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۶۸خط از لب لعل گهرافشان تو گل کرد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۶۹رخسار جهانسوز تو بی پا و سرم کرد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۷۰رخسار ترا خط نتوانست نهان کرد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۷۱دل را چه خیال است به می شاد توان کرد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۷۲دل چون تهی از دردوغم یار توان کرد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۷۳از مستی چشم تو چه تقریر توان کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.