پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۵۵

از تلخی می ساغر ما باک ندارد

این حوصله را هیچ کف خاک ندارد

گردن مکش از تیغ که این خانه تاریک

راهی به جز از روزن فتراک ندارد

تلخی بنه از سر که ندارد خطر از تیغ

آن قبه خشخاش که تریاک ندارد

در قلزم هستی نشود مخزن گوهر

هر کس دهن خود چو صدف پاک ندارد

از دل گره غم نگشاید می گلرنگ

از گریه گشایش گره تاک ندارد

دایم ز دل خویش بود رزق حریصان

قارون به کف از گنج به جز خاک ندارد

هم محمل لیلی نشود ناله زارش

هر کس چو جرس سینه صد چاک ندارد

در کام نهنگ ودهن شیر گریزد

صائب سر این مردم بیباک ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۵۷زهرازقدح صافدلان رنگ ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۵۸پروای خط آن عارض گلفام ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۵۹در سینه عشاق هوس راه ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۶۰مفت است اگر سنگدلیهای معلم
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۶۱نتوان به فلک شکوه ز بیداد قضا برد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۶۲تنها نه صفا خط ز لب لعل بتان برد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۶۳آن شوخ چه گویم که دل از دست چسان برد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۶۴از خال توان راه به آن کنج دهان برد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.