پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۴۷

جویای تو با کعبه گل کار ندارد

آیینه ما روی به دیوار ندارد

در حلقه این زهد فروشان نتوان یافت

یک سبحه که شیرازه زنار ندارد

هر لحظه به رنگ دگر از پرده برآیی

دل بردن ما این همه در کار ندارد

دور سفر سنگ فلاخن به سر آمد

سرگشتگی ماست که پرگار ندارد

یک داغ جگر سوز درین لاله ستان نیست

این میکده یک ساغر سرشار ندارد

از دیدن رویت دل آیینه فرو ریخت

هر شیشه دلی طاقت دیدار ندارد

در هر شکن زلف گرهگیر تو دامی است

این سلسله یک حلقه بیکار ندارد

از گرد کسادی گهرم مهره گل شد

رحم است به جنسی که خریدار ندارد

ما گوشه نشینان چمن آرای خیالیم

در خلوت ما نکهت گل بار ندارد

بلبل ز نظر بازی شبنم گله مند است

مسکین خبر از رخنه دیوار ندارد

در ملک رضا زخم زبان سایه بیدست

سرتاسر این بادیه یک خار ندارد

پیش ره آتش ننهد چوب خس وخار

صائب حذر از کثرت اغیار ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۴۹هر شیشه دلی حوصله شور ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۵۰دل بردن ما اینهمه تدبیر ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۵۱دل راه در آن زلف گرهگیر ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۵۲چشم تو که پروای نظر باز ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۵۳صبح ازل این طرف بنا گوش ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۵۴بیگانه معنی لب خاموش ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۵۵از تلخی می ساغر ما باک ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۵۶آن سنگدل از شکوه ما باک ندارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.