پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۴۸

پروای خط آن غنچه مستور ندارد

شکرخبر از قافله مور ندارد

گردید نهان درخط سبز آن لب میگون

این شیشه خطر از می پرزور ندارد

بیمارگران را نبود تاب عیادت

تاب نظر آن نرگس مخمور ندارد

هر چند شکسته است سفالین قدح ما

آوازه ما کاسه فغفور ندارد

چون محضر بی مهر بود باد به دستش

از داغ تو هر کس دل معمور ندارد

آوازه محال است ز یک دست برآید

رحم است برآن پنجه که همزور ندارد

در شعله بود نور به اندازه روغن

هر دیده که بی اشک بود نور ندارد

صائب همه بی نمکان بر سر شورند

امروز که دیوانه ما شور ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۵۰دل بردن ما اینهمه تدبیر ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۵۱دل راه در آن زلف گرهگیر ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۵۲چشم تو که پروای نظر باز ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۵۳صبح ازل این طرف بنا گوش ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۵۴بیگانه معنی لب خاموش ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۵۵از تلخی می ساغر ما باک ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۵۶آن سنگدل از شکوه ما باک ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۵۷زهرازقدح صافدلان رنگ ندارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.