پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۵۲

چشم تو که پروای نظر باز ندارد

چون است که از سرمه نظر باز ندارد

اهل دل وحرف گله آمیز محال است

در قافله ما جرس آواز ندارد

طومار شکایت چه به دستش دهی ای دل

پروای سر زلف خود از ناز ندارد

چون رو به ره شوق گذاریم که از ضعف

رنگ رخ ما قوت پرواز ندارد

گل آب شد از ذوق نواسنجی بلبل

آتش اثر شعله آواز ندارد

هر کس نتواند به تو حال دل خود گفت

هر تیغ زبان جوهر این راز ندارد

کبکی که نریزد ز لبش قهقهه شوق

شایستگی چنگل شهباز ندارد

صائب من وتو بلبل دستان زن شوقیم

ما را ز نوا فصل خزان باز ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۵۴بیگانه معنی لب خاموش ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۵۵از تلخی می ساغر ما باک ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۵۶آن سنگدل از شکوه ما باک ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۵۷زهرازقدح صافدلان رنگ ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۵۸پروای خط آن عارض گلفام ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۵۹در سینه عشاق هوس راه ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۶۰مفت است اگر سنگدلیهای معلم
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۶۱نتوان به فلک شکوه ز بیداد قضا برد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.