پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۵۱

دل راه در آن زلف گرهگیر ندارد

دیوانه ما طالع زنجیر ندارد

مژگان بلند تو رساتر ز نگاه است

حاجت به پر عاریه این تیر ندارد

در دیده آن کس که به معنی نبرد راه

زندان بود آن خانه که تصویر ندارد

پیری نه شکستی است که اصلاح توان کرد

بر در زدن ازان خانه که تعمیر ندارد

از هرزه درایی اثر از بانگ جرس خاست

بسیار چو شد زمزمه تأثیر ندارد

پرشور شد آفاق ز بانگ قلم من

فریاد نیستان مرا شیر ندارد

در سینه هر کس که نباشد الف آه

صائب چو نیامی است که شمشیر ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۵۳صبح ازل این طرف بنا گوش ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۵۴بیگانه معنی لب خاموش ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۵۵از تلخی می ساغر ما باک ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۵۶آن سنگدل از شکوه ما باک ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۵۷زهرازقدح صافدلان رنگ ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۵۸پروای خط آن عارض گلفام ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۵۹در سینه عشاق هوس راه ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۶۰مفت است اگر سنگدلیهای معلم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.