پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۴۵

تر دامنیم آه غم آلود ندارد

این چوب تر ازبی ثمری دود ندارد

دل بر سر آتش زهوا وهوس ماست

این مجمره جز خامی ما عود ندارد

از گریه ما نرم نگردید دل صبح

در شوره زمین آب گهر سود ندارد

غیر ازدل روشن که دلیلی است خدایی

یک قبله نما کعبه مقصود ندارد

در ملک صباحت نتوان یافت ملاحت

این لاله ستان داغ نمکسود ندارد

از عشق دل خام شنیده است حدیثی

آهن خبر از پنجه داود ندارد

چون حلقه کعبه است سزاوار پرستش

چشمی که نگاه هوس آلود ندارد

صاحب سخنی را که سخن سنج نباشد

مانند از ایازی است که محمود ندارد

چون گوهر شب تاب چراغی که خدایی است

هم خانه کند روشن و هم دود ندارد

باجلوه خورشید چه حاجت به چراغ است

دیوانه غم اختر مسعود ندارد

چون غنچه پیکان گذرانده است به سختی

صائب خبری از دل خوشنود ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۴۷جویای تو با کعبه گل کار ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۴۸پروای خط آن غنچه مستور ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۴۹هر شیشه دلی حوصله شور ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۵۰دل بردن ما اینهمه تدبیر ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۵۱دل راه در آن زلف گرهگیر ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۵۲چشم تو که پروای نظر باز ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۵۳صبح ازل این طرف بنا گوش ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۵۴بیگانه معنی لب خاموش ندارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.