پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۴۲

طفل است و غم نالهٔ ما هیچ ندارد

این غنچه سر و برگ صبا هیچ ندارد

پیداست ز هر قطرهٔ شبنم که درین باغ

عشقی که هوایی است بقا هیچ ندارد

گفتم به تهیدستی امّید ببخشای

گفتا الف قامت ما هیچ ندارد

نخل قد او دید و ز شرم آب نگردید

شاخ گل این باغ، حیا هیچ ندارد

صائب چه عجب گر دلت از هند سیه شد

این خاکِ سیه نور و صفا هیچ ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۴۴از تفرقه پروا دل آزاد ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۴۵تر دامنیم آه غم آلود ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۴۶دل طاقت حیرانی دیدار ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۴۷جویای تو با کعبه گل کار ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۴۸پروای خط آن غنچه مستور ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۴۹هر شیشه دلی حوصله شور ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۵۰دل بردن ما اینهمه تدبیر ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۵۱دل راه در آن زلف گرهگیر ندارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.