پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۳۶

آن کس که تمنای بَر و دوش تو دارد

گر خاک شود دست در آغوش تو دارد

بر چهرهٔ خورشید فروغِ تو گواه است

این چشم پرآبی که در گوش تو دارد

در دولت بیدار دهد غوطه جهان را

فیضی که دم صبح بناگوش تو دارد

جوشن چه کند با نظر موی شکافان؟

عاشق چه غم از خط زره‌پوش تو دارد؟

شوری که قیامت بودش غاشیه بر دوش

در زیر علم سرو قباپوش تو دارد

از آتش گستاخی می آب نگردد

مهری که حیا بر لب خاموش تو دارد

هر چند ندارد دل صائب خبر از خویش

اما خبر از خواب فراموش تو دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۳۸از گرمروان خار مغیلان گله دارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۳۹از گرمی اشکم صف مژگان گله دارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۴۰اندیشه ز کلفت دل بیتاب ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۴۱سیری ز تپیدن دل بیتاب ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۴۲طفل است و غم نالهٔ ما هیچ ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۴۳آزاده ما برگ سفر هیچ ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۴۴از تفرقه پروا دل آزاد ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۴۵تر دامنیم آه غم آلود ندارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.