پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۳۲

در سینه نهان گریه مستانه نگردد

سیلاب گره در دل ویرانه نگردد

جویای دل صاف بود چهره روشن

آیینه محال است پریخانه نگردد

نزدیکی شمع است جهانسوز وگرنه

فانوس حجاب پر پروانه نگردد

کافر ز قبول نظر خلق شود دل

این کعبه محال است صنمخانه نگردد

از سرکشی نفس شود زیر و زبر جسم

در خانه نگهبان سگ دیوانه نگردد

هنگامه مستان نشود گرم ز هشیار

از شیشه خالی سر پیمانه نگردد

شایسته زنجیر بود حق نشناسی

کز سلسله زلف تو دیوانه نگردد

خال لب او چون خط شبرنگ برآورد

در کان نمک سبز اگر دانه نگردد

زلفی که بود درشکن او دل صد چاک

محتاج به مشاطگی شانه نگردد

روزی به در خانه او بی طلب آید

درویش اگر بر در هر خانه نگردد

صائب نبود هیچ کم از دولت بیدار

خوابی که گرانسنگ به افسانه نگردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۳۴کو عشق که دودم ز دل تنگ برآرد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۳۵هر لحظه ترا حسن به صد رنگ برآرد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۳۶آن کس که تمنای بَر و دوش تو دارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۳۷از گردش افلاک کجا دل گله دارد؟
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۳۸از گرمروان خار مغیلان گله دارد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۳۹از گرمی اشکم صف مژگان گله دارد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۴۰اندیشه ز کلفت دل بیتاب ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۴۱سیری ز تپیدن دل بیتاب ندارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.