پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۲۶

تا کی درین جهان مکرر به سر کنید

خود را به یک پیاله جهان دگر کنید

چون تاک سر ز کوچه مستی برآورید

تا دست حلقه در کمر هر شجر کنید

هنگامه ای به خون دل آماده کرده ایم

معشوق بی تکلف ما را خبر کنید

نشنیده اید می شکند سنگ سنگ را

از سنگ بیشتر حذر از هم گهر کنید

خونریزتر ز تیغ بود نیش رگ شناس

از دوستان زیاده ز دشمن حذرکنید

دیدید پشت و روی ورقهای آسمان

یک بار هم در آینه دل نظر کنید

زان پیشتر که این قفس تنگ بشکند

اندیشه از شکستگی بال وپر کنید

راه نجات جز ره باریک شرع نیست

از ورطه صراط هم اینجا گذر کنید

تیز قضا ز جوشن تسلیم نگذرد

در زیر تیغ حادثه گردن سپر کنید

در وقت خویش لب بگشایید چون صدف

ز احسان ابر دامن خود پر گهر کنید

شب را تمام اگر نتوانید زنده داشت

چون غنچه روی دل به نسیم سحر کنید

چون حسن یاد بی سروپایان خودکند

زنهار یاد صائب بی پا وسر کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۲۸در مشرب من صبح چه گویم چه اثر داد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۲۹تا روشنی صدق به دل یار نگردد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۳۰چشمی که مقید به نظر باز نگردد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۳۱بی ابر گهربار چمن شسته نگردد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۳۲در سینه نهان گریه مستانه نگردد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۳۳کی دست کرم خواجه ز امساک برآرد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۳۴کو عشق که دودم ز دل تنگ برآرد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۳۵هر لحظه ترا حسن به صد رنگ برآرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.