پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۱۷

تا بوسه ای به من ز لب دلستان رسید

جانم به لب رسید ولب من به جان رسید

دست نوازش دل ازجای رفته شد

هر نامه ای که از تو به این ناتوان رسید

گیرم قدم به پرسش من رنجه ساختی

بیش است درد ازان که به دردم توان رسید

با آن که تیغ غمزه او در نیام بود

زخمش به مغز پیشتر از استخوان رسید

معراج زهد خشک به منبر رسیدن است

نتوان به بام چرخ به این نردبان رسید

از یک نگاه خون جهانی به خاک ریخت

در یک گشاد تیر به چندین نشان رسید

پوچ است چون حباب ز دریا بر آمده

حرف محبتی که ز دل بر زبان رسید

زان پر گل است گلشن حسنت چهار فصل

کز دست رفت هر که به این گلستان رسید

قلب است نقد دوست نمایان روزگار

بیچاره یوسفی که به این کاروان رسید

احوال من مپرس که با صدهزار درد

می بایدم به درددل دیگران رسید

تا کرد بیخودی ز عناصر مجردم

از چار موجه کشتی من بر کران رسید

صائب امیدوار به بخت جوان شدم

تا دست من به دامن پیر مغان رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۱۹از بحر فیض قسمت دیگر به من رسید
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۲۰از نغمه پرده مطرب دستانسرا کشید
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۲۱صبح شکوفه از افق شاخ سر کشید
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۲۲با عشق انتقام توان ز آسمان کشید
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۲۳بر یاد عشق بار هوس می توان کشید
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۲۴هر کس نوایی از من آتش زبان شنید
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۲۵از زیر خاک ناله ما می‌توان شنید
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۲۶تا کی درین جهان مکرر به سر کنید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.