پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۱۶

از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید

تا ریشه ام چو رشته به آب گهر رسید

از بوی پیرهن گذرد آستین فشان

در مغز هر که بوی کباب جگر رسید

از ریزشی که کرد در ایام نو بهار

در بر گریز شاخ به وصل ثمر رسید

آلودگی ز رحمت یزدان حجاب نیست

شبنم به آفتاب ز دامان تر رسید

دیگر غبار دامن هیچ آشنا نشد

تا دست من به دامن آه سحر رسید

گردید پست همتم از پستی فلک

در تنگنای بیضه مرا بال وپر رسید

چون شاخ نازکی که شود خم ز جوش بار

زلف تو از گرانی دل تا کمر رسید

ایمن ز انقلاب شود آب در گهر

آسوده رهروی که به صاحب نظر رسید

از درد رو متاب که عمر دوباره یافت

هر خون مرده ای که به این نیشتر رسید

چون ترک آه و ناله کند تلخکام عشق

نی عاقبت ز ناله به وصل شکر رسید

صائب مدار دست ز دامان پیچ وتاب

کز پیچ وتاب رشته به وصل گهر رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۱۸پیرانه سر همای سعادت به من رسید
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۱۹از بحر فیض قسمت دیگر به من رسید
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۲۰از نغمه پرده مطرب دستانسرا کشید
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۲۱صبح شکوفه از افق شاخ سر کشید
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۲۲با عشق انتقام توان ز آسمان کشید
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۲۳بر یاد عشق بار هوس می توان کشید
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۲۴هر کس نوایی از من آتش زبان شنید
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۲۵از زیر خاک ناله ما می‌توان شنید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.