پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۱۴

از ناله عندلیب به برگ ونوارسید

رهرو به کاروان ز صدای درا رسید

تیغ شهادت است دم روح بخش ما

هر کس به ما رسید به آب بقا رسید

بر کاغذ از سراسر اخگر نرفته است

از استخوانم آنچه به کام همارسید

باور که می کند که به معراج اهل فکر

پای به خواب رفته ما در حنا رسید

جزو ضعیف عالم خاکی است جسم ما

دردی به ما رسید به هر کس بلا رسید

ما را غلط به بار صنوبر کنند خلق

از بس که زخم تیغ حوادث به مارسید

چون می اگر چه تلخ جبین اوفتاده ایم

خوشوقت شد کسی که به سروقت ما رسید

از دفتر سعادت ما فرد باطلی است

منشور دولتی که به بال هما رسید

حاشا که کس ز دشمنی ما زیان کند

شد سبز خار تا به کف پای ما رسید

نسبت کمند جاذبه را می کشند به خویش

شبنم به آفتاب ز راه صفا رسید

درد طلب ز خضر مرا بی نیاز کرد

آسوده رهروی که به این رهنما رسید

بر آسمان رساند مرا بوریای فقر

این طفل نی سوار ببین تا کجا رسید

از دوستان فرامشی ای سنگدل بس است

کار گره ز زلف به بند قبارسید

صائب نداشتیم سروبرگ این غزل

این فیض از کلام ظهوری به ما رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۱۶از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۱۷تا بوسه ای به من ز لب دلستان رسید
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۱۸پیرانه سر همای سعادت به من رسید
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۱۹از بحر فیض قسمت دیگر به من رسید
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۲۰از نغمه پرده مطرب دستانسرا کشید
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۲۱صبح شکوفه از افق شاخ سر کشید
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۲۲با عشق انتقام توان ز آسمان کشید
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۲۳بر یاد عشق بار هوس می توان کشید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.