پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۱۱

خالش خبر ز سر دهانم نمی‌دهد

زان راز سر به مهر نشانم نمی‌دهد

شد بسته راه خیر به نوعی که آن دهن

یک بوسه آشکار و نهانم نمی‌دهد

هرچند شد ز حلقه خط پای در رکاب

زلفش همان به دست عنانم نمی‌دهد

چون خال سوخت تخم امید من و هنوز

لعل لبش به آب نشانم نمی‌دهد

با آن که عمرهاست پریشان اوست دل

شیرازه‌ای ز موی میانم نمی‌دهد

فریاد کز سیاه دلی خط عنبرین

راه سخن به کنج دهانم نمی‌دهد

دست از میان زلف تو کوته نمی‌کنم

تا از دل رمیده نشانم نمی‌دهد

در زیر لب مراست سخن‌های آتشین

چون شمع اشک و آه امانم نمی‌دهد

دیگر چه واقع است که آن چشم خوابناک

در پرده رطل‌های گرانم نمی‌دهد

هرچند چون قلم دلم از درد شد دو نیم

حرف شکایتی به زبانم نمی‌دهد

کی می‌کنم نظر به خرامش که همچو موج

بی‌طاقتی به آب روانم نمی‌دهد

صائب منم که کوه غم و درد روزگار

استادگی به طبع روانم نمی‌دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۱۳نتوان ز عندلیب نسیمی به جان خرید
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۱۴از ناله عندلیب به برگ ونوارسید
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۱۵بی خواست حرف تلخی ازان نوش لب رسید
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۱۶از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۱۷تا بوسه ای به من ز لب دلستان رسید
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۱۸پیرانه سر همای سعادت به من رسید
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۱۹از بحر فیض قسمت دیگر به من رسید
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۲۰از نغمه پرده مطرب دستانسرا کشید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.