پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۰۹

هر کس سخن به دشمن انصاف می دهد

در دست زنگی آینه صاف می دهد

همت نه بی دریغ زر وسیم دادن است

اهل کرم کسی است که انصاف می دهد

چون مور در خرابه دنیا چه سر کنم

جایم چو نقطه بر سر خود قاف می دهد

صائب چه بی دریغ ز کلکت سخن چکد

آب حیات را چه به اسراف می دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۱۱خالش خبر ز سر دهانم نمی‌دهد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۱۲آن را که عشق بخت جوانی نمی دهد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۱۳نتوان ز عندلیب نسیمی به جان خرید
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۱۴از ناله عندلیب به برگ ونوارسید
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۱۵بی خواست حرف تلخی ازان نوش لب رسید
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۱۶از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۱۷تا بوسه ای به من ز لب دلستان رسید
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۱۸پیرانه سر همای سعادت به من رسید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.