پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۰۰

سیر از رخ تو دیده به دیدن نمی شود

گل زین چمن تمام به چیدن نمی شود

در دل گره ز زلف تو داریم شکوه ها

کوتاه حرف ما به شنیدن نمی شود

از شرم خویش در پس دیوار مانده ایم

ورنه نقاب مانع دیدن نمی شود

از آب تلخ تازه شود داغ تشنگی

حرص شراب کم به کشیدن نمی شود

هر چند مادرست به اطفال مهربان

تحصیل شیر جز به مکیدن نمی شود

پیری قساوت از دل ظالم نمی برد

دل نرم تیغ را به خمیدن نمی شود

خم در خم سپهر، عبث آه کرده است

کم زور این کمان به کشیدن نمی شود

در گوهر لطیف بود آب بیقرار

حیرت حجاب اشک چکیدن نمی شود

در حسن نقش تن ندهد دل چو ساده شد

آیینه روشناس به دیدن نمی شود

صائب ز بس که محو شکر خواب غفلت است

بیدار چشم ما به پریدن نمی شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۰۲هر بلبلی که بوی گل از خار نشنود
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۰۳برقم ز خرمن از دل بیتاب می جهد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۰۴عشق غیور تن به نصیحت کجا دهد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۰۵در دل کسی که راه هوا وهوس دهد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۰۶گل داده هرزه نالی چمن دهد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۰۷شوخی که عرض حسن به اغیار می دهد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۰۸در پرده غنچه برگ سفر ساز می دهد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۰۹هر کس سخن به دشمن انصاف می دهد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.