پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۰۷

شوخی که عرض حسن به اغیار می دهد

آب خضر به صورت دیوار می دهد

زودا که رخ به خون جگر لاله گون کند

آن ساده دل که تربیت خار می دهد

روشندلان ز خصم ندارند جان دریغ

آیینه آب سبزه زنگار می دهد

از پاک طینتی است که ابر گرفته رو

رزق صدف ز گوهر شهوار می دهد

بی حاصلی است حاصل دل تا بود درست

این شاخ چون شکسته شود بار می دهد

موسی ز اشتیاق تجلی هلاک شد

ایزد به طور وعده دیدار می دهد

صد عقده باز می کند از کار خویشتن

صائب کسی که سبحه به زنارمی دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۰۹هر کس سخن به دشمن انصاف می دهد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۱۰مجنون عنان به مردم عاقل نمی دهد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۱۱خالش خبر ز سر دهانم نمی‌دهد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۱۲آن را که عشق بخت جوانی نمی دهد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۱۳نتوان ز عندلیب نسیمی به جان خرید
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۱۴از ناله عندلیب به برگ ونوارسید
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۱۵بی خواست حرف تلخی ازان نوش لب رسید
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۱۶از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.