پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۹۸

از خط گرفته آن مه تابان نمی شود

این مور بار دست سلیمان نمی شود

بر روی خویش تیغ چرا می کشی عبث

این دل سیه به تیغ مسلمان نمی شود

از ماهتاب خواب سبک می شود گران

موی سفید مانع عصیان نمی شود

سامان پذیر چون شود از تاج زرنگار

از داغ هر سری که به سامان نمی شود

آن را که دستگاه سخاوت بود وسیع

دلتنگ از فضولی مهمان نمی شود

این تنگیی که در دل من خانه کرده است

قانع ز من به چاک گریبان نمی شود

پروای حرف پوچ ندارند بیخودان

دست ز کار رفته مگس ران نمی شود

طوطی ز معنی سخن خویش غافل است

هر کس سخنورست سخندان نمی شود

هر دل که داغ حسن گلو سوز تشنگی است

منت پذیر چشمه حیوان نمی شود

با چار موجه مشت خسی چون طرف شود

صائب حریف شورش دوران نمی شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۰۰سیر از رخ تو دیده به دیدن نمی شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۰۱یک بار رو به اهل وفا می توان نمود
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۰۲هر بلبلی که بوی گل از خار نشنود
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۰۳برقم ز خرمن از دل بیتاب می جهد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۰۴عشق غیور تن به نصیحت کجا دهد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۰۵در دل کسی که راه هوا وهوس دهد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۰۶گل داده هرزه نالی چمن دهد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۰۷شوخی که عرض حسن به اغیار می دهد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.