پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۸۹

بی‌روی دل گره ز زبان وا نمی‌شود

طوطی ز پشت آینه گویا نمی‌شود

چندان که گرد محمل لیلی است در نظر

مجنون غبار خاطر صحرا نمی‌شود

زاهد چگونه از سر فردوس بگذرد

کودک حریف ذوق تماشا نمی‌شود

دیوانگی است چاره دل چون گرفته شد

این قفل از کلید دگر وا نمی‌شود

زنجیر کرد جذبه خاشاک برق را

افسون عجز ماست که گیرا نمی‌شود

دل صاف ساز، معنی باریک را ببین

ماه نو از غبار هویدا نمی‌شود

غافل مشو ز گوشه ابروی التفات

سی شب هلال عید هویدا نمی‌شود

داری اگر طمع که شوی پادشاه وقت

این بی‌گدایی در دل‌ها نمی‌شود

از زهدان خشک، رسایی طمع مدار

سیل ضعیف واصل دریا نمی‌شود

چون گوشه‌ای نگیرد از ابنای روزگار

صائب حریف مردم دنیا نمی‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۹۱تسکین دل به شور محبت نمی‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۹۲دل ساده در قلمرو صورت نمی‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۹۳پایندگی به زور میسر نمی‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۹۴بی‌صحبت تو عیش میسر نمی‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۹۵هر رهروی دچار به منزل نمی‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۹۶آزاده رو مقید عالم نمی شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۹۷در کوی عشق درد وبلا کم نمی شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۹۸از خط گرفته آن مه تابان نمی شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.