پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۸۶

از خط نگاه پردگی دیده می شود

مژگان شوخ، سبزه خوابیده می شود

نتوان به پای سعی به کنه جهان رسید

در خویش هر که گشت جهان دیده می شود

تا راست می کنی نفس خود، بساط عمر

چون گردباد چیده وبرچیده می شود

در پله کسی که نبیند به چشم کم

سنگ سفال، گوهر سنجیده می شود

چشم بدست لازم آرایش جهان

طاوس خرج مردم نادیده می شود

هر کس شود ز سنگ ملامت حریربیز

چون سرمه روشنایی هر دیده می شود

صائب جهان خاک مقام قرار نیست

منشین برآن بساط که برچیده می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۸۸دل کی تهی ز خنده طفلانه می شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۸۹بی‌روی دل گره ز زبان وا نمی‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۹۰تا غنچه شکایت من وا نمی شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۹۱تسکین دل به شور محبت نمی‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۹۲دل ساده در قلمرو صورت نمی‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۹۳پایندگی به زور میسر نمی‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۹۴بی‌صحبت تو عیش میسر نمی‌شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۹۵هر رهروی دچار به منزل نمی‌شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.