پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۸۵

دستی ز روی لطف برآری چه می‌شود؟

ما را اگر به ما نگذاری چه می‌شود؟

ما را اگر به ما نگذاری چه می‌شود؟

ایینه را ز گل به در آری چه می‌شود؟

یک عمر گنج در دل ویرانه آرمید

یک شب درین خرابه سر آری چه می‌شود؟

چون می‌توان به جلوه مرا پایمال کرد

تمکین اگر به خود نسپاری چه می‌شود؟

این یک نفس که دیده ما میهمان توست

آیینه پیش رو نگذاری چه می‌شود؟

ای خونی امید، به این دستگاه حسن

این یک دو بوسه را نشماری چه می‌شود؟

بعد از هزار سال که یک وعده کرده‌ای

در عذر لنگ پا نفشاری چه می‌شود؟

دل را به چهره عرق‌آلود تازه کن

تخمی درین بهار بکاری چه می‌شود؟

ای ابر بی‌جگر که ز دریاست دخل تو

بر مزرع امید بباری چه می‌شود؟

هر چند قلب‌های تو نقدست پیش ما

با دوستان بهانه نیاری چه می‌شود؟

شرم گناه، دوزخ اهل حیا بس است

جرم مرا به روی نیاری چه می‌شود؟

صبح از دم شمرده حیات دوباره یافت

پاس نفس چو صبح بداری چه می‌شود؟

در قلزمی که سعی به جایی نمی‌رسد

صائب عنان به موج سپاری چه می‌شود؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۸۷از حسن نوخطان دل ما تازه می شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۸۸دل کی تهی ز خنده طفلانه می شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۸۹بی‌روی دل گره ز زبان وا نمی‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۹۰تا غنچه شکایت من وا نمی شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۹۱تسکین دل به شور محبت نمی‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۹۲دل ساده در قلمرو صورت نمی‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۹۳پایندگی به زور میسر نمی‌شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۹۴بی‌صحبت تو عیش میسر نمی‌شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.