پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۷۴

از ترکتاز غم دل من شاد می‌شود

معمور این خرابه ز بیداد می‌شود

از سختی دل است یکی لطف و قهر یار

یکدست خط ز خامه فولاد می‌شود

در شیشه است جلوه دیگر شراب را

از خط سبز، حسن پریزاد می‌شود

مهجور ساخت شکوه مرا از حریم وصل

ز آتش سپند دور به فریاد می‌شود

ناقص شود به سعی هنرور ز کاملان

سنگ آدمی ز تیشه فرهاد می‌شود

در خواجگی نمی‌شود آزاد هیچ کس

هرکس که بندگی کند آزاد می‌شود

بی‌یاد حق مباش درین دامگه که صید

غافل چو گشت قسمت صیاد می‌شود

ز اقبال بی‌زوال، سلیمان روزگار

سال دگر خلیفه، بغداد می‌شود

صائب کسی که بر خط فرمان نهاد سر

فرمانروای عالم ایجاد می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۷۶گفتار صدق، مایهٔ آزار می‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۷۷دل روشن از ریاضت بسیار می‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۷۸از یاد وصل، دیده من سیر می‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۷۹جان از وداع سبکتاز می شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۸۰در شوره زار دانه اگر سبز می شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۸۱دل بی غبار از لب خاموش می شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۸۲رخسار او ز می چو عرقناک می شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۸۳از جلوه تو سنگ سبکبال می شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.