پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۷۲

از روی آتشین تو دل آب می شود

کوه شکیب چشمه سیماب می شود

موج سراب سلسله جنبان تشنگی است

پروانه بیقرار ز مهتاب می شود

در وجه کیمیا زر خود خرج کردن است

هر خرده ای که صرف می ناب می شود

از پیچ و تاب رشته عمرش شود گره

هر قطره ای که گوهر شاداب می شود

چون در نماز جمع کنم دل، که سبحه را

سرگشتگی زیاده ز محراب می شود

شبنم ز چشم باز گل از آفتاب چید

این راه طی به دیده بیخواب می شود

مگسل ز اهل شوق که واصل شود به بحر

خار و خسی که همره سیلاب می شود

اشک ندامت است مکافات چشم شور

تا می رسد به زخم نمک آب می شود

بی مزد نیست گریه شبهای انتظار

آخر بیاض دیده شکر خواب می شود

پایی که در مقام رضا گردد استوار

دست تسلی دل بیتاب می شود

غفلت ز بس که در جگرم ریشه کرده است

صائب نمک به دیده من خواب می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۷۴از ترکتاز غم دل من شاد می‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۷۵صد شِکوه به جا ز دلم جوش می‌زند
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۷۶گفتار صدق، مایهٔ آزار می‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۷۷دل روشن از ریاضت بسیار می‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۷۸از یاد وصل، دیده من سیر می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۷۹جان از وداع سبکتاز می شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۸۰در شوره زار دانه اگر سبز می شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۸۱دل بی غبار از لب خاموش می شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.