پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۶۹

آن آفتاب رو چو خریدار من شود

گوهر سپند گرمی بازار من شود

من کیستم که یار خریدار من شود

گوهر فروز گرمی بازار من شود

هر چند گوهرم، ز حیا آب می شوم

گر خاک راه یار خریدار من شود

بنیاد من به آب رسانید آگهی

کو حیرتی که خانه نگهدار من شود

چون لشکر شکسته به صد راه می روم

کو جذبه ای که قافله سالار من شود

دربار من چو شمع به جز اشک و آه نیست

رحم است بر کسی که خریدار من شود

چون سرو نیست جز گره دل ثمر مرا

بیچاره قمریی که هوادار من شود

دیگر سیاهی از سر داغش نمی رود

گر آفتاب شمع شب تار من شود

ز اقبال عشق، باز چو بند قبا کنم

نه آسمان اگر گره کار من شود

سنگ از فروغ گوهر من آب می شود

این شیشه خانه چیست که زنگار من شود

دریا کف نیاز گشوده است از صدف

تا خوشه چین کلک گهربار من شود

از طوطیان گرانی زنگار می کشد

آیینه ای که واله گفتار من شود

از لشکر ستاره فزون است داغ من

چون صبح پنبه دل افگار من شود

تا کی غبار هستی موهوم همچو خواب

صائب حجاب دیده بیدار من شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۷۱سرو این چنین ز شرم تو گر آب می شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۷۲از روی آتشین تو دل آب می شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۷۳از می چو آن غزال، سیه مست می شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۷۴از ترکتاز غم دل من شاد می‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۷۵صد شِکوه به جا ز دلم جوش می‌زند
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۷۶گفتار صدق، مایهٔ آزار می‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۷۷دل روشن از ریاضت بسیار می‌شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۷۸از یاد وصل، دیده من سیر می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.