پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۶۷

وقت است از شکوفه چمن سیمتن شود

هر خار خشک یوسف گل پیرهن شود

دست نگار بسته شود هر کف زمین

هر گوشه دلپذیر چو کنج دهن شود

از مظهر جلال شود جلوه گر جمال

داغ پلنگ، چشم غزال ختن شود

خاک از شکوفه جلوه شکرستان کند

هر برگ سبز طوطی شکر شکن شود

آرد کف از شکوفه به لب بحر نوبهار

دامان خاک تیره پر از یاسمن شود

خاک از صفای سینه چو آب برهنه رو

آیینه دار سرو وگل ونسترن شود

هر برگ لاله از رخ شیرین خبر دهد

هر سنگ پاره ای جگر کوهکن شود

شاخ از گل شکفته شود مشرق سهیل

سنگ از فروغ لاله عقیق یمن شود

زان سان که خط وخال فزاید جمال را

حسن چمن زیاده ز زاغ وزغن شود

غافل مشو که سنبل گلزار جنت است

صائب ز عشق، هر که پریشان سخن شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۶۹آن آفتاب رو چو خریدار من شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۷۰جوش درون کم از دو سه تبخال چون شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۷۱سرو این چنین ز شرم تو گر آب می شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۷۲از روی آتشین تو دل آب می شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۷۳از می چو آن غزال، سیه مست می شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۷۴از ترکتاز غم دل من شاد می‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۷۵صد شِکوه به جا ز دلم جوش می‌زند
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۷۶گفتار صدق، مایهٔ آزار می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.