پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۶۴

پهلوی چرب، دشمن روشن گهر شود

ماه تمام، دنبه گداز از نظر شود

یک ناله چون سپند نداریم بیشتر

انصاف نیست ناله ما بی اثر شود

قمری ز طوق حلقه کند نام سرو را

در گلشنی که قامت او جلوه گر شود

چشمی که هست شور قیامت فسانه اش

کی از تپیدن دل ما باخبر شود

چندان که خون دل ز شفق بیشتر خورم

چون صبح روشنایی من بیشتر شود

برگ گلی که مایه آرام بلبل است

بر شبنم رمیده جناح سفر شود

بر فرق هر که سایه درین نشائافکنی

در پیش آفتاب قیامت سیر شود

صائب مرا ز می نتوان سیر چشم کرد

کز آب تلخ، تشنه لبی بیشتر شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۶۶در هر دلی که ریشه غم زعفران شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۶۷وقت است از شکوفه چمن سیمتن شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۶۸خلوت ز گفتگوی دو تن انجمن شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۶۹آن آفتاب رو چو خریدار من شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۷۰جوش درون کم از دو سه تبخال چون شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۷۱سرو این چنین ز شرم تو گر آب می شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۷۲از روی آتشین تو دل آب می شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۷۳از می چو آن غزال، سیه مست می شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.