پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۶۵

از آه دل سرآمد ارباب غم شود

میدان از آن کس است که صاحب علم شود

هر سر سزای افسر بخت سیاه نیست

این تاج از سری است که شق چون قلم شود

این جسم چون سفال که سنگ است ازو دریغ

گر پروری به خون جگر، جام جم شود

در گوش چرخ حلقه مردانگی شود

از بار درد قامت هر کس که خم شود

آشفتگی به هر که رسد جای غیرت است

داغم ز خامه ای که پریشان رقم شود

در موج خیز حادثه دیوانه ترا

هر سنگ لنگری است که ثابت قدم شود

زنهار در کشاکش دوران صبور باش

کز شکوه تو تیغ حوادث دو دم شود

دریا به سوز سینه عاشق چه می کند

از شبنمی چه آتش خورشید کم شود

ساید کلاه گوشه قدرش به آسمان

چون ابر هر که آب ز شرم کرم شود

فریاد عندلیب چه بیدادها کند

بر خاطری که سایه گل کوه غم شود

چندین هزار درد طلب غنچه گشته اند

تا زین میان دل که سزاوار غم شود

صائب روا مدار که بیت الحرام دل

از فکر های بیهده بیت الصنم شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۶۷وقت است از شکوفه چمن سیمتن شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۶۸خلوت ز گفتگوی دو تن انجمن شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۶۹آن آفتاب رو چو خریدار من شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۷۰جوش درون کم از دو سه تبخال چون شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۷۱سرو این چنین ز شرم تو گر آب می شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۷۲از روی آتشین تو دل آب می شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۷۳از می چو آن غزال، سیه مست می شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۷۴از ترکتاز غم دل من شاد می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.