پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۵۳

رفتی و خط و خال تو از دل نمی‌رود

این نقش دل‌نشین ز مقابل نمی‌رود

گرد کدورت از دل بی‌رحم گل‌رخان

بی بال و پر فشانی بسمل نمی‌رود

یک سو گذار شرم که بی‌روی گرم شمع

پروانه بی‌حجاب به محفل نمی‌رود

افسردگان چو سنگ نشانند خرج راه

پای به خواب رفته به منزل نمی‌رود

دل را به هم شکن که ازین بحر پرخطر

تا نشکند سفینه به ساحل نمی‌رود

تا غوطه در عرق نزند جبهه کریم

گرد خجالت از رخ سایل نمی‌رود

بی‌پیچ و تاب نیست غبارم چو گردباد

از مرگ خارخار تو از دل نمی‌رود

از پا شکستگان چراغ است تیرگی

زنگ کدورت از دل عاقل نمی‌رود

از دور باش وحشت مجنون دور گرد

صائب به طوف بادیه محمل نمی‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۵۵طغیان نفس بیش به وقت غنا شود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۵۶چینی اگر ز سنبل زلف تو وا شود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۵۷در گلشنی که بند قبای تو وا شود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۵۸از خط فروغ روی تو پنهان کجا شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۵۹آلوده دردمند به درمان چرا شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۶۰دل از هجوم نشتر آزار وا شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۶۱آنجا که خنده لعل ترا پرده در شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۶۲دل چون کمال یافت سخن مختصر شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.