پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۵۰

می در پیاله کن که گل و لاله می رود

این کاروان چو شعله جواله می رود

از ره مرو به زینت دنیا کز این بساط

گوهر عنان گسسته تراز ژاله می رود

دلهای شب بنال که از چشم شور صبح

گرمی ز گریه واثر از ناله می رود

از اشتیاق روی تو نعلش در آتش است

هر شبنمی که بر ورق لاله می رود

از چرخ بد گهر به عزیزان نرفته است

ظلمی که بر لب تو ز تبخاله می رود

از پاکدامنان نکند حسن احتراز

ماه تمام در بغل هاله می رود

از دل مجو قرار که آن خوش خرام را

پای به خواب نرفته ز دنباله می رود

یک صبح اگر کند ز سر درد گریه ای

صائب سیاهی از جگر لاله می رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۵۲یک شب نمی رود که دل از جا نمی رود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۵۳رفتی و خط و خال تو از دل نمی‌رود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۵۴حکم خرد به مردم مجنون نمی‌رود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۵۵طغیان نفس بیش به وقت غنا شود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۵۶چینی اگر ز سنبل زلف تو وا شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۵۷در گلشنی که بند قبای تو وا شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۵۸از خط فروغ روی تو پنهان کجا شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۵۹آلوده دردمند به درمان چرا شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.