پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۴۹

هوش من از نسیم سحرگاه می رود

حکم اشاره بر دل آگاه می رود

مه در حصار هاله نخواهد مدام ماند

از آسمان برون دل آگاه می رود

زین تیره خاکدان دل روشن چه می کشد

از گرد لشکری چه بر این شاه می رود

گردون سفر به زمزمه عشق می کند

محمل به ذوق بانگ جرس راه می رود

همراهی صبا نکند پوی پیرهن

دنبال عمر رفته عبث آه می رود

در عشق آفتاب اگر یک جهت شود

داغ کلف ز آینه ماه می رود

قارون ز بار حرص به روی زمین نماند

دلو گران، سبک به ته چاه می رود

موقوف نیم جذبه بود سیر و دور ما

دیوار ما ز جا به پر کاه می رود

صائب نظر به دامن سحرا گشوده ایم

مجنون ما به شهر به اکراه می رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۵۱کی یاد زلفش از دل بی کینه می رود
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۵۲یک شب نمی رود که دل از جا نمی رود
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۵۳رفتی و خط و خال تو از دل نمی‌رود
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۵۴حکم خرد به مردم مجنون نمی‌رود
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۵۵طغیان نفس بیش به وقت غنا شود
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۵۶چینی اگر ز سنبل زلف تو وا شود
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۵۷در گلشنی که بند قبای تو وا شود
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۵۸از خط فروغ روی تو پنهان کجا شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.